|
زندگي مانند مستطيلي است که سه ضلع دارد عشق و کار!
|
نقطه ضعف من کامپیوتر مه که متاسفانه والدین گرامی گیرش آوردن
ولی کار اینا با بقیه یه فرق داره . . . . . اینا دست نذاشتن روش . دارن لگد مالش میکنن...!!!
پ.ن:آره جمعش کردن... به همین سادگی!!!
پ.ن:شده برم کافی نت هم میام...!!!
اینجا خیلی سرده
رو سیم برق
یه سیم که تنها تکیه گاهمه
با یه عالم دونه های ریز و درشت
برف و میگم ها...
همینی که اینا براش ذوق میکنن
حالم ازش به هم میخوره...
برف و میگم ها...
.
.
.
این طرف و نگاه که میکنم
یاد بچگی هام میوفتم
که هیچ امکاناتی نداشتیم
فقط
بازی با هم سن و سال های خودمون بود
ولی حالا
انقدر دنیا عوض شده
که بچه ها تنها بازیشون
اون ماسماسک های کوچیک و بزرگه
نشسته پشت اون
فک کنم...
آره مثه اینکه یه بازیه
یه بازی جنگی...
با یه ظرف پر از خوراکی
.
.
.
اینا اینجوری زندگی رو میگذرونن
منم اینجوری...
.
[خدا جون ، عدالتتو]
.
.
این طرف از تو پنجره
خونه ی یه خانواده معلومه
که نشستن دور بخاری و
تخمه میشکنن...
خیلی کیف میکنن ها
نه که مثه من آواره نیستن
همینش کافیه .!
.
.
.
هی هی....
اونجا رو پسر...
...
«غـ ذ ا»
باید از فرصت استفاده کنم
!!!
.
.
.
.
.
--: برو گم شو کلاغ مزاحم...!؟
پنج وارونه چه معنا دارد؟!
خواهر کوچکم از من پرسيد ...
من به او خنديدم ...
کمي آزرده و حيرت زده گفت :
روي ديوار و درختان ديدم ...
باز هم خنديدم ...
گفت :
ديروز خودم ديدم پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد
آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد ...
بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم :
بعدها وفتي غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بي گمان مي فهمي
پنج وارونه چه معنا دارد؟!

گفت: هیچت از ما یاد می آید؟
گفت: بلی، وقتی خدا را فراموش می کنم...
چند وقتیه که حس میکنم حالم از همه به هم می خوره...
حتی شما دوست عزیز...!!!
این دو تا مطلب آخری جفتش از خودمان بود....![]()
![]()
تهمت بی جا و چسباندن وصله های نا روا -نا جور- پیگرد قانونی دارد!!!
ما هر روز با هر وعده ی غذایی خط کشی میل می کنیم...
ما می خواهیم از بقیه زود تر به خدا برسیم...!!!
همه نان هایشان را داده اند که به خدا برسانیم...
تو نان نداری؟؟
[در رابطه با قدّمان که خانواده به ما میگویند:می خواهی نان و خرما به خدا بدهی؟؟؟!!!]
