تبليغاتX
"تک و توک"
زندگي مانند مستطيلي است که سه ضلع دارد عشق و کار!

دانش آموز خوب کسی است که بعد از اتـ ـمام جلسه ی امتحان از کلـ ـیه ی دوستان - تا شعاع 4 متری - تـ ـشکـ ـری گرم به عمل بیاورد ... !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط .:: pastiL ::.  | 

و ما فهمیدیم که بلاگفا سگش شرف دارد به پرشین بلاگ و میهن بلاگ و هر کوفت و زهر مار دیگری ... !!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط .:: pastiL ::. 

فک می کردم فهمـ ـیده ...

فک می کرد فهمـ ـیدم ...

حرفـ ـامونو زدیم ..

بدون اینکه کسی چیزی بـ ـفهمـ ـه ...

...

( ! )

+ نوشته شده در  ساعت   توسط .:: pastiL ::.  | 

اگه سازنده ی خطوط مسـ ـخره ی ایرانـ ـسل رو بدن دستم ... اول جـ ُـف چشاشو در میارم که دفـه ی دیگه خواست غلطـ ـی کنه اول چشــــاشو وا کنه ( البته اگه من دَرارم چشـ ـاشو نـ ـمی تونه هیـــــچ غلط دیگه ای بکنه !!! ) ... بعدش سیم کارتمو میکنم تو حلقـ ـش که خفــّـــه شه ( تا بفهمه ما بدبخت بیچاره ها چه حالی می شیم وختی ایرانسل خـ ـط نمی ده - حس خفقـ ـان - !!! خیلی بده ... ! ) ... اگرم با سیم کارت خفه نـ ـشد ( به دلیل داشتن پارتـ ـی پیش سیم کارت !!! )

سیمو در میـ ـارم و از دکل هایی که برا آنـ ـتن دهی گذاشته به جای سیم کارت استفاده می کنم و دُرون حلـقـَـش می کنم ... !!! ... ((( خود را به ما بسـ ـپارید )))

.

پی نوشت : ببخشید ... باید کوتاه می بود ... ولی خوب اعصاب نداریم دیگه ... !!! ( چه میشه کرد ... ؟! )

+ نوشته شده در  ساعت   توسط .:: pastiL ::.  | 

میگف تنهاس ...

میگف خسـ ته س ...

میگف دیگه نمی تونـ ه ...

میگف به آ خر خط رسیده ...

.

اما حالا همه چی بر عکس شده ... !

اون همه چی رو عوض کرده ... !

همه چی ...

.

خوشحالم ... خیلی زیاد ... (:

+ نوشته شده در  ساعت   توسط .:: pastiL ::.  | 

کل دیـ شبُ ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ....

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ....

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

تخمه خوردم ...

فک کردم ...

......

.....

....

...

..

.

.

پی نوشت : کار خـ یلی مزخرف و بی فایده ای بود ... ( به هیچ کس پیشنهاد نـ می کنم این کارو ... !!! )

.

.

..

...

....

.....

......

تازه امروز ...

جوش زدم ...

گریه کردم ...

جوش زدم ...

گریه کردم ...

جوش زدم ...

گریه کردم ...

جوش زدم ...

گریه کردم ...

جوش زدم ...

گریه کردم ...

جوش زدم ...

گریه کردم ...

جوش زدم ...

گریه کردم ...

.

.

.

.

پی نوشت : به گ.ه خوری می افتیــــــــــــــــ م ... !!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط .:: pastiL ::.  | 

شب ، قبل از خواب گف :

فردا دیگه بیدار نـ می شم ...

فردا چشامو بـ از کردم ...

داش تختشو مرتب می کرد ... !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط .:: pastiL ::.  | 

پس نوشت : یکی بم گف پلک رو هم بذاری همه چی درست میشه ...

.

چشامو بستم ...

باز کردم ...

... ؟!

یه بار دیگه ...

دوباره ...

برا بار سوم ...

دهمین بار هم خبری نبود ...

حتی وختی برا بار صدم بستم و باز کردم ...

گند زده بودم ...

خسته شدم ...

گفتم یه بار دیگه و ...

بسته ... باز ...

... ؟!

هیچی عوض نشد ...

حتی وختی از خستگی چشام برا سه ساعت بسته شد و دوباره باز کردم ...

هه هه ...

مردم چه حرفای مفتی میزنن ... !!!

.

پی نوشت : الان شکل یه خرم که وسط یه تشت گِل افتاده ... ( طلب دعا دارم ... دوستان به چه دردی می خورن خوب ؟؟ دعا کنید کارم درست شه ... please !!! )

+ نوشته شده در  ساعت   توسط .:: pastiL ::.  | 

 

می گن تو این دنیا هر کاری که بکنی اون دنیا عوضشو می بینی ...

-: من امروز یه " موز " رو لُخت کردم و خوردمش ... !!!

.

پی نوشت : خداوندا ! از سر تقصیراتمان درگذر ... ! ( آمین )

+ نوشته شده در  ساعت   توسط .:: pastiL ::.  | 

توجه ... توجه ...

شما می توانید خود را تخلیه ی عصبی ، اجتماعی ، فیزیکی ، لفضی و ... کنید ... !!!

لطفا فحش ها و بد و بیراه های خود را به ما بدهید و خود را سبک کنید ... !!!

ما 24 ساعته و حتی 25 ساعته ... در تمامی مراحل شب و روز ، وقت و بی وقت ، صبح و ظهر و مغرب و اعشا ، آماده ی خدمتگذاری به شما هستیم ...

لطفا به هیچ وجه از ما "رو" نکنید ... ما دوست و کوچکترین عضو خانواده مان و حتی دنیا هستیم ... پس خجالت نکشیده و راحت حرفهایتان را بزنید ...

از آنجا که هرچی سنگه ماله پای لنگه (!) پس شما می توانید بدون هیچ رو در بایستی از هرکجای این دنیا که هستید ، شرق و غرب شمال و جنوب و حتی از جهت های فرعی ! با ما تماس حاصل فرموده و ما را فحش دهید ... !!!

ما بی صبرانه منتظریم ... !!!

!!! ... همکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم ... !!!

.

.

پی نوشت : بازم حالم خوش نیست ... !!! (ببخشید)

پی نوشت : شاید راس میگن که "سرخوش" شدم ... !!! ها ... ن ؟!

پی نوشت : می خوام یه چن نفرو لینک کنم ... ولی وبشونو پیدا نمی کنم (یعنی در واقع حسش نیس) اگه زحمتی نیس دوباره منو خبر کنید !!! (گناه دارم به خدا )

+ نوشته شده در  ساعت   توسط .:: pastiL ::.  | 

دوباره آسمون گرفته ... ولی این بار نمی دونم واسه دل خودشه یا دود ترقه ها ... !؟

.

.

پ.ن : مردن خیلی سادس ... مثلا یه مدلش : صدای انفجار ... جیـــــغ ... آژیر آمبولانس ... ... لا اله الا الله ... ... !!!

پ.ن : این ملت آدم را به یاد جنگ میان مغول ها و ایرانیان می اندازند ... !!!

پی نوشت : خواستیم از بقیه جا نمونیم ... ببخشید که دیر شد !!!! یه کمی ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط .:: pastiL ::.  | 

+هی ... پاشو جم کن بساطتو ...

+مثلا ناسلامتی میگن روم به دیوار سال تحویله ... !

+ خانوم تازه یادش افتاده برا من چرت بزنه ... !!!

- خفه شو ... گم شو ... گیر نده ... میخوام کپه ی مرگمو بذارم ... هیسس س س ... اخم ... س.گ ... ...! ... ...! ... ...! ... .. ..................!!!

.

.

.

توضیحات : خط چهارم ، بعد از جمله ی هفتم ، نقطه چین هایی که دارای علامت (!) می باشند را می توانید به دلخواه ، و اولویت فحش های مورد علاقه پُر کنید ... !!!

توضیحات : لحظه ی سال تحویل ، سال 1386 ... ( + خواهر محترم ... - منه محترم تر ! )

.

.

پی نوشت : دوس دارم انقد چشمو فشار بدم که یهو انگشتم تا ته بره تو مغز سرم ... !!! (می خواره !!! )

+ نوشته شده در  ساعت   توسط .:: pastiL ::. 

روز هفت سین ...

روز تخم مرغ های رنگی ...

روز عیدی های کم و زیاد ...

روز مهمانی های به یاد ماندنی ...

روز نو شدن زمین ...

روز پیر شدن ملت ...

اینا چیَن ... ؟؟!

ملت یه سال پیر تر می شن و پیر شدنشونو جشن می گیرن ... ؟؟؟!

زمین یه دور دور خورشید می چرخه و ما اونو جشن می گیریم ... !!!؟

که چی بشه ؟؟؟؟

مثلا به ما چی می دن ... ؟؟!

یه مشت کاغذ که بش میگن اسکناس ...

حالا دیگه سبز بودن یا آبی بودنش فرقی نداره ...

یا اینکه کی به یادته مهم نیس ...

این چیزا آدما رو شاد نمی کنه ... !

فقط مهم اینه که چقدره ... ؟

چن تاس ... ؟

باهاش چیا می شه خرید ... ؟

فقط ایناس که خنده رو روی لبای سنگی ما می شونه ... !!!

.

.

-- امشب بیاین خونه ی ما ... همه اونجاییم ...

- پس ، فردا نهار هم خونه ی ما ... !

خوب که چی بشه ... ؟؟؟

مگه نمی خواین همو ببینین ... ؟؟

مگه الان همه پیش هم نبودین ... ؟؟؟

دیگه شام و نهار و فردا و پس فرداش چیه ... ؟؟؟!

در واقع فخر فروشیه ... ؟؟؟

مگه این نیست که می خوان بگن ما اینو داریم ...

ما اینجوری سفرمونو چیدیم ...

ما به بچه ها بیشتر پول دادیم پس دست و دل باز تریم ... ؟؟!

مگه غیر از اینه ... ؟؟!

یه دیقه دوستانه کنار هم نشستن و شیرینی خوردن و روبوسی کردن که دیگه این همه دنگ و فنگ نداره ... !!!

این همه بزار و بردار دیگه واسه چی ... ؟؟!

.

.

اگه نگا کنی بقیه رو ...

می بینی همه تو فکرن ...

یکی به فکر رفته ها ...

یکی به فکر خواهر شوهرش که تازه دماغشو عمل کرده ...

یکی به فکر دخترش که یه وخ به پسرخالش زیر چشمی نگا نکنه و دل و قلوه بگیرن ...

یکی ... ... !!!

.

.

بشین ...

یه فال حافظ بگیر ...

برا سلامتی خودتو خانوادت دعا کن ...

به اطرافیانت نگا کن ...

همه یه سال بزرگتر شدین ...

بچه ها جوان میشن و جوان ها پیر ...

شاید سال دیگه این جمع که هست نباشه ...

پس قدرشو بدون و تک تک اعضای فامیل رو به خاطر خودشون و وجودشون ببوس ...

نه واسه جیبای پرشون و قلبای خالی از محبتشون ... !!!

.

.

.

پ.ن : خیلی دلم پره ... ببخشید ... !!!

پ.ن : نمی دونم ... شای به ما عید رو نشناسوندن ... وگرنه چرا باید اینقد دلمون از اومدن عید بگیره ... ؟؟!!

پ.ن : خوش بگذره ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ما رو هم دعا کنید ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط .:: pastiL ::.  |